الشيخ محمد علي الگرامي القمي

91

مرزها (فارسى)

و يا ياور شما يعنى اسلام و اجتماع مسلمين است را كه همه مردم در جنگ‌هاى بدر واحد و حُنين و سائر غزوات ، و نيز در حوادث هنگام حضورش در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله ديده بودند ، احتياج به آن طور اعلام آشكارا و در آن شرائط سخت و در حضور همه قبائل در آن صحرا نداشت ! و نيز مطلبى نبود كه پيامبر از علامش وحشت داشته باشد كه مبادا مردم قبول نكنند و از دين برگردند ! و به نظر مىرسد كه با اندك تأمل ، حقيقت براى برادران اهل تسنن آشكار است . و شايد وجهه علماء بزرگ ايشان و رؤسا مذاهب اربعه خويش و موقيعت خليفهء مورد استناد آن‌ها و سكوت مردم و آن‌ها كه خود را به پيامبر نزديك مىدانستند ، مانع از اين است كه در افكار خود تجديد نظر كنند و با آن همه تبليغات شايد باورشان نيايد كه حقيقت ممكن است چيزى غير از ذهنيات وعقايد آن‌ها باشد . آخر بيشتر صحابه سكوت كردند « 1 » سكوتى مرگبار و خفقان آور ! و تنها 12 نفر از خواص اصحاب در روزهاى اوليه ، در مسجد شلوغ كردند ، وسخنرانى نمودند كه برابر سكوت نفرت بار ديگر اصحاب ، حتماً اگر ادامه مىدادند اخلال گر حساب مىشدند و اين است كه گاهى جنايت سكوت به حدى است كه نمىتوان ميزانى براى آن تعيين نمود . اگر سائر صحابه هم حرف مىزدند اين طور نمىشد . و شايد آن‌ها كه سكوت مىكردند به خيال خود مىخواستند از سياست بر كنار باشند در حالى كه بحث روز مسئله خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله

--> ( 1 ) - / تحير شيخ سليم رئيس دانشگاه از هر و مفتى اهل تسنن را در كتاب المراجعات كه شرح مباحثه او با مرحوم سيد شرف الدين است ببينيد .